مرتضى مطهرى
37
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
قدر كفايت پزشك وجود نداشته باشد ، بر همهء افراد واجب است كه وسيلهاى فراهم سازند كه افرادى پزشك شوند و اين مهم انجام گيرد . و چون پزشكى موقوف است به تحصيل علم پزشكى ، قهراً علم پزشكى از واجبات كفايى است . همچنين فن معلمى ، فن سياست ، فن تجارت ، انواع فنون و صنايع ؛ و در مواردى كه حفظ جامعهء اسلامى و كيان آن موقوف به اين است كه علوم و صنايع را در عالىترين حد ممكن تحصيل كنند ، آن علوم در همان سطح واجب مىگردد . اين است كه همهء علومى كه براى جامعهء اسلامى لازم و ضرورى است جزء « علوم مفروضهء اسلامى » قرار مىگيرد و جامعهء اسلامى همواره اين علوم را « فرائض » تلقى كرده است . عليهذا علوم اسلامى بر حسب تعريف سوم شامل بسيارى از علوم طبيعى و رياضى - كه مورد احتياج جامعهء اسلامى است - نيز مىشود . 4 . علومى كه در حوزههاى فرهنگى اسلامى رشد و نما يافته است اعمّ از آنكه از نظر اسلام آن علوم واجب و لازم بوده و يا نه ، و اعم از آنكه آن علوم از نظر اسلام ممنوع بوده است يا نه ، ولى به هر حال در جامعهء اسلامى و در ميان مسلمانان راه خود را طى كرده است ، مانند نجوم احكامى ( نه نجوم رياضى ) و بعضى علوم ديگر . مىدانيم كه علم نجوم تا آنجا كه به محاسبات رياضى مربوط است و مكانيسم آسمان را بيان مىكند و يك سلسله پيشگوييهاى رياضى از قبيل خسوف و كسوف دارد ، جزء علوم مباح اسلامى است ، و اما آنجا كه از حدود محاسبات رياضى خارج مىشود و مربوط مىشود به بيان روابط مرموز ميان حوادث آسمانى و جريانات زمينى ، و به يك سلسله غيب گويىها دربارهء حوادث زمينى منتهى مىشود ، از نظر اسلام حرام است . ولى در دامن فرهنگ و تمدن اسلامى هر دو نجوم وجود داشته است « 1 » . اكنون كه تعاريف مختلفى از كلمهء « علوم اسلامى » به دست داديم و معلوم شد كه اين كلمه در موارد مختلف در معانى مختلف استعمال مىشود كه بعضى از آن معانى از بعضى ديگر وسيعتر و يا محدودتر است ، بايد بگوييم كه مقصود از « علوم اسلامى » كه بناست كلياتى از آن گفته شود ، همان است كه در شمارهء 3 تعريف كرديم ، يعنى علومى
--> ( 1 ) . براى آشنايى با علومى كه در حوزهء فرهنگ اسلامى پيدا شد يا راه يافت و رشد كرد رجوع شود به كتاب كارنامهء اسلام تأليف آقاى دكتر عبد الحسين زرّين كوب .